X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 2 دی‌ماه سال 1383
منو یاد اون روزهایی که همش فکر تو بودم
تو به یاد من نبودی...من تو خوابتم نبودم
منو یاد اون شبایی که همش خوابتو دیدم
ولی اونجام می دونستم که تو ذهن تو نبودم
منو اون روزای غربت که گذشتن دور از این خاک
ولی من جز تو و یادت فکر هیچ کسی نبودم
منو یاد اون روزای سختی که یه همزبون می خواستم
ولی تو پیشم نبودی... توی یادت هم نبودم
منو رنگ نازنین چشمهای عزیز و خوبت
که برای یک نفس هم ازشون جدا نبودم
منو آسمون که گاهی ابری و گاهی آفتابی میشد
من که با بودن چشمات فکر آسمون نبودم
منو اون خدای خوبم که همیشگی ترینه
فقط اون می دونه که من جز به یاد تو نبودم
منو یاد روز اول که نگاهت به من افتاد
تقصیر تو بود وگرنه من تو این باغا نبودم
منو قصه جدیدی که تو با نگات  می گفتی
>یکی بودشم<شنیدم ولی بعد بیدار نبودم
خواب قصه تو می دیدم خوبی و شادی و خنده
قصه تون خیلی قشنگ بود... حیف که من بچه نبودم
حالا امروزم همونم >>عاشقت<< مثل همیشه
ولی خوب...کاشکی که من هم اون همه ساده نبودم

سلام تنها بهونه...
باورم نمی شه یک سال گذشت با تو و رویای تو...  هر چقدر هم که بگذره اسم تو انگار از ذهنم رفتنی نیست... خیلی چیزا عوض شده راستی قول دادم فیلم بازی نکنم واقعیتش هیچ وقت بازیگر خوبی نبودم اما تو خوب بازی کردی حیف که هنوزم نمی دونم که آدم بده تو این بازی من بودم یا تو...یا شاید هم هیچ کدوم شاید نقش آدم بدرو داده بودی به کس دیگه.
راستی گفته بودم اگه می خوای جا بزنی بهم بگو اما تو هنوز چیزی نگفتی می زارم پای سکوت همیشگیت.
 خب دیگه دردا خیلی شد ، به درد آوردم سر تو گفتم شاید دریابی این دیوونه ی پرپر تو یه سر بزن ، یه کار بکن ، اینجا یه کم آروم بشه منم اگه دوس نداری ، بگو بذار تموم بشه یه نامه ی تابستونی ، تو یک شب ابری تیر تکلیفمو روشن کن و حق دل من و بگیر
دوست دارم تکراریه ، >خیلی بهت نیاز دارم< قلبمو با هر چی توشه ، واست ، تو نامت می ذارم اگه دوسم داشتی که هیچ ، فقط رو نامه دس بکش اگر نه ، راحت بگو و بدون من نفس بکش فقط حقیقتو بگو ، هر چی تو قلبت می گذره به حرف قلبت گوش بده ، اینجوری خیلی بهتره